ده تکونی، تور محیط زیستی جمع آوری زباله- زی وی سی

من (مهدی زیودار-بنیانگذار زی وی سی) از مهرماه ۹۷ به روستایی در گیلان مهاجرت کردم به همراه خانواده. از اولین روزهای مهاجرتم که توی طبیعت و جنگل دوچرخه سواری می کردم همیشه حجم زباله های ریخته شده در طبیعت آزارم میداد و میده. انگار یه لخته خونی توی وجودم بود و هست. با برگزاری اولین دوره پیش شتابدهی چله استارتاپی که با همت زی وی سی و حمایت پارک علم و فناوری گیلان برگزار شد، حدود ۳۰ نفر از علاقمندان راه اندازی استارتاپ در این دوره ۴۰ روزه شرکت کردن.

یکی از اقداماتی که در چله استارتاپی دیده بودم برگزاری تور محیط زیستی جمع آوری زباله بود. به بچه ها گفته بودم تا کسی کمر همت نبنده و خم نشه و زباله جمع نکنه انگار نمیتونه سختی کارهای سخت راه اندازی استارتاپ رو به سلامتی طی کنه. اینجا بود که ماموریت کلید خورد.

چند نفر از بچه ها مامور طراحی و برگزاری این تور شدن و در نهایت تاریخ تور ۲۳ اسفند ۹۷ شد با عنوان “ده تکونی چله استارتاپی” و خدا رو شکر این برنامه با حضور حدود ۲۵ نفر از علاقمندان برگزار شد.

اون چیزی که فکر میکردم با اون چیزی که بود واقعا زمین تا آسمون بود. میتونم بگم میزان زباله در حد فاجعه زیست محیطی بود. ما که نزدیک ۳۰ نفر بودیم فقط ۱ کیلومتر تونستیم توی یک روز جمع آوری کنیم و حدود ۲۰۰ کیسه زباله بزرگ شد و برای اون مسیر که حدود ۶ کیلومتره حداقل ۱۰۰ نفر میخواست که ۴-۵ روز بکوب کار کنن و پاکسازی بشه. عمق فاجعه بزرگتر از اینها بود متاسفانه

گزارش تصویری این تور رو در زیر آوردم

بچه های چله استارتاپی واقعا عالی بودن و دم همشون گرم و خیلی خیلی زحمت کشیدن برای این برنامه

اما چند تا نکته و تجربه در خصوص فاجعه زیست محیطی زباله در گیلان و کشور که ناشی از ۶ ماه زندگی در روستایی در گیلانه:

اول: بی تفاوتی محلی ها

مردم روستایی طی سالیان درازی انگار با زباله اخت گرفته اند و با اینکه فاصله درب محل زندگی آنها با زباله چند قدمی بیشتر فاصله نیست، اما انگار حوصله ای برای نظافت نیست و بی تفاوتی نسبتا سنگینی در محلی ها وجود دارد. حتی به جرات میتونم بگم که بخش عمده زباله طبیعت گیلان ناشی از خود محلی هاست و این رو میتونم اثبات کنم

دوم: ناآگاهی محلی ها از روش برخورد با زباله

من بعنوان یک روستا نشین و همچنین باقی روستایی ها متاسفانه نمی دانیم که با زباله ها چطور برخورد کنیم و ساز و کار دقیقی برای اینکار طراحی نشده است.

سوم: عدم مسوولیت پذیری دهیاری ها

متاسفانه دهیاری و شوراهای روستاها هیچ انگیزه ای برای خلاقیت در نظافت ندارند و من هیچ حس مسوولیت پذیری در آنها ندیدم و انگار آنها دولت و مسوول بالاتر از خود را مقصر اصلی آن می دانند و بعضا بی بودجگی را بهانه می آورند در صورتی که مساله قطعا آن نیست.

چهارم: پرداخت به شغلهای جانبی دهیاریها و شوراها

قیمت زمین در روستاهای گیلان روز به روز در حال افزایش است و چه کسانی بهتر از دهیاریها و شوراها شناخت خوبی از کم و کیف زمین دارند و قاعدتا دستشان هم در دادن مجوز و… باز است پس چه چیزی بهتر از پرداخت به معامله گری ملک و زمین به جای پرداختن به شغل اصلی دهیاری گری. این موضوع مبتلابه عموم روستاهای گیلان است. میتونم بگم افراد دستیابی به دهیاری و شورا را راهی برای کسب رانت می دانند (مث همه جای ممکلت البته)

پنجم: حرکت جمعی گردشگرها و عموم مردم برای پاکسازی

گردشگرها دو وظیفه اصلی دارند اول اینکه خودشان زباله نریزن و دوم اینکه تورهای محیط زیستی جمع آوری زبال طراحی بشه تا شاید در بلندمدت شاهد اتفاقات بهتری برای محیط زیست این مملکت باشیم.

در مجموع اینکه بی تفاوتی خاصی در چهره همه مردم می بینم که بلای جان همه چیز شده است.

داخل جنگل قبل از نظافت
داخل جنگل بعد از نظافت
بخشی از زباله های جمع آوری شده
بخش دیگه ای از زباله ها
جمع آوری زباله با گونی
کنار خیابان قبل نظافت (خیلیش جمع شد البته)
کنار خیابون بعد از نظافت
درست کردن اقامتگاه بومی با زباله ها (فرش و …)
پرچم زی وی سی
بچه های چله استارتاپی
و در پایان ناهار خوشمزه
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *