نشریه سرآمد

مجله سرآمد و مصاحبه من

متن مصاحبه کامل من با مجله سرآمد ، شماره ۴۵ تیرماه ۹۷، که البته این مصاحبه اردیبهشت ۹۷ انجام شد.

توضیح مختصری در مورد خودتون، تحصیلات و فعالیتتون بفرمایید. لطفا عنوان سمت دقیقتون رو هم ذکر کنید.

مهدی زیودار هستم کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس. البته از سال ۸۴ تا آخر سال ۹۶ یعنی به مدت ۱۲ سال توی فضای مطالعاتی و فناوری دانشگاه صنعتی شریف فعال بودم. هم-بنینانگذار و نخستین مدیر عامل صندوق پژوهش و فناوری دانشگاه شریف بین سالهای ۸۹ تا ۹۱ بودم و همون سالها هم  فعالیتهایی برای شکل گیری انجمن وی سی ایران داشتم و سال ۹۰ هدایت انجمن وی سی رو از طریق صندوق شریف داشتم. از نزدیک دغدغه­های کسب و کاری و مالی استارتاپها رو بارها حس کردم و شناخت نسبتا خوبی از اکوسیستم استارتاپی ایران دارم.

در حال حاضر عضو هیات مدیره رایان ونچرز هستم و به صورت فریلنس سایت زی وی سی (زیودار ونچر کپیتال) رو با هدف منتورینگ و مشاوره به استارتاپها برای جذب سرمایه رو راه انداختم و از خرداد امسال همراه با خانواده از تهران دارم به یک روستا در استان گیلان مهاجرت میکنم و امیدوارم بتونم در منطقه آزاد انزلی و اکوسیستم استارتاپی گیلان نقشی هرچند اندک ایفا کنم.

نشریه سرآمد

در شرایط کنونی اقتصاد کشور و با وجود سرمایه هایی که به سمت انباشت ارز و سکه پیش می روند، وضعیت تحقق ارتقای تولیدات داخلی و حمایت از آن را چطور می بینید؟

از نظر من با شعار و یا با حرکت دستوری امکان حمایت از تولید ملی فراهم نخواهد شد و کارکردی هم نخواهد داشت. تولید کننده باید به خوبی شناخت دقیقی از نیاز بازار داشته باشد و بر اساس نیاز، اقدام به تولید کالاهای با کیفیت و البته با قیمت رقابتی نماید در غیر اینصورت تولید کالاهای غیر قابل رقابت با محصولات بین­ المللی امکانپذیر نخواهد بود.

شرکت های نوآور و دانش بنیان چطور می توانند سرمایه های سنتی و راکد اقتصاد را به سمت خود بکشانند تا هم نیازهای مالی خود را برطرف کنند و هم اینکه بتوانند سرمایه های سرگردانی که به سمت بازارهای غیرمولد مثل ارز و سکه و دلالی می روند را به مسیر درست هدایت کنند؟

واقعیتش را بخواهید من به شخصه موافق ورود سرمایه­های بخش سنتی به این بخش نیستم. یا حداقل رفتار سرمایه­ های سنتی در حال حاضر مساعد برای ورود به این بخش نیست. به چند دلیل:

  • بخشی از سود در شرکتهای نوآور ناشی از سود سرمایه capital gain است که بخش سنتی این بخش را درک نمی­کند.
  • ریسک و عدم قطعیت از ویژگی­های اصلی شرکتهای نوآور است که بخش سنتی خیلی میانه خوبی با این مفهوم ندارد چون سود حاصل از سرمایه­ گذاری در بخش سنتی ارز و طلا و ساختمان و… بدون ریسک و قانع کننده است.
  • ماهیت و رفتار شرکتهای نوآور با توجه به لزوم سرمایه ­گذاری مجدد سودها و عدم امکان تقسیم سود، با ماهیت و رفتار سرمایه­های بخش سنتی همخوانی ندارد.

لذا اگر اقدامی برای ورود سرمایه ­های سنتی به شرکتهای نوآور در حال انجام است بایستی با بررسی دقیق ابعاد و آموزشهای مختلف باشد تا چالشهای آتی رخ ندهد.

به اعتقاد شما، کدام یک از حوزه های اقتصاد کشور مثل خدمات، صنعت یا کشاورزی پتانسیل بیشتری دارند تا استارتاپ ها و شرکت های نوآور به منظور مدیریت سرمایه ها و ارتقای بهره وری در اقتصاد کشور به آن ورود کنند؟

کشور ما کشور فرصتهاست و روی هر بخشی امکان شکل­گیری استارتاپهای توانمند وجود دارد اما به نظر می­رسد استارتاپهای خدماتی،‌ گردشگری و کشاورزی امکان خوبی برای توسعه دارند.

آیا نوسانات ارزی، تاثیری بر فعالیت شرکت های دانش بنیان و استارتاپ ها خواهد داشت؟

اثرگذاری نوسانات ارزی به صورت مستقیم وابسته به نوع فعالیت استارتاپهاست اما به صورت غیرمستقیم از طرق زیر بر فعالیت اکوسیستم استارتاپی اثرگذار است:

  • مهمترین اثر، کاهش سود خالص ارزی استارتاپ است. با توجه به اینکه عموم خدمات استارتاپها ریالی انجام می­شود و لذا سودآوری استارتاپ ریالی است عملا انتظار سودآوری بنیانگذاران و سرمایه­گذاران دچار خدشه شده و بخش زیادی از زحمت استارتاپ بر باد می­رود. لذا استارتاپ همیشه باید در جنگ روانی مقایسه سودآوری ناشی از “فعالیت” و سودآوری ناشی از “دلالی” باشد.
  • دومین اثر غیرمستقیم بر فعالیت استارتاپ، کاهش ارزشگذاری ارزی استارتاپ است به عبارت دیگر اگر استارتاپی تا قبل از نوسانات ۲ میلیون دلار ارزش داشته پس از نوسانات به یکباره تا ۱ میلیون دلار کاهش پیدا می­کند.
  • استارتاپهای حوزه خدمات، امکان افزایش قیمت خدمات خود متناسب با نوسانات ارزی نخواهند بود.

اقتصاد دلال محور، چه ضرباتی به ماهیت استارتاپ ها و شرکت های دانش بنیان می زند؟ این شرکت ها چطور باید با وضعیت اقتصاد دلالی به حیات خود ادامه دهند؟

همانطور که در سوال قبلی هم گفتم، مهمترین آسیب اقتصاد دلال محور این است که فعالان اقتصادی خدمت یا تولید محور همیشه چند گام از اقتصاد دلال محور عقب هستند و بازار هم از اقتصاد دلال محور پشتیبانی می­کند.

در کشورهای توسعه یافته چطور توانسته اند که سرمایه های راکد را به سمت تولید بیاورند و از شرکت های نوپا حمایت کنند؟

به نظرم کلمه جادویی “ثبات” راز موفقیت نه تنها شرکتهای نوآور بلکه کلیه فعالان خدمت یا تولید محور است. منظور از ثبات هم ثبات نرخ ارز، تورم، بهره، قوانین و مقررات و.. است. پس از ثبات آنچه که مهم و کلیدی است تعامل با بازارهای بین­المللی است که متاسفانه آن هم مشکلات جدی داریم.

وضعیت حمایت دولت و حاکمیت از حرکت شرکت های مولد و نوپا در عرصه ارتقای تولید را چگونه می بینید؟

نقش دولت بیشتر در آماده سازی زیرساختهاست که متاسفانه هم­اکنون مهیا نیست. مهمترین زیرساختها شاید اینها باشند:

  • ثبات اقتصاد کلان و شاخصهای اقتصادی
  • ثبات شرایط سیاسی
  • بهینه­ سازی و البته تطبیق سریع قوانین و مقررات متناسب با حرکت رو به جلوی تکنولوژی (تکنولوژی صبر اندکی دارد)
  • عدم مداخله مستقیم
  • زیرساختهای مخابراتی و اینترنتی و فضای فیزیکی
  • اهرم منابع مالی دولتی با منابع بخش خصوصی برای کمک به مدیریت ریسک سرمایه­ گذاری
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *